زیارت آنلاین مرقد مطهر امام حسین(ع)
پیام فوری حماس به نتانیاهو درباره اسرای اسرائیلی
ضربه چند تریلیون دلاری ترامپ به بورس آمریکا
آغاز ثبتنام نوبت دوم آزمون سراسری از امروز
بیشترین ضربه به مسلمانان از تفرقه است
سلاحهای مدرن نمیتوانند صدای عدالتخواهی را خاموش کنند
خرمدرهایها فریاد همبستگی با فلسطین سر دادند
تصاویر/ جمع خوانی قرآن کریم در خرم دره
جامعه بدون فرهنگ شهادت عزت ندارد
شهید حسین غلام کبیری کسی که لقب اولین شهید فتنه را با خود دارد متولد سال ۱۳۷۰ در شهر ری تهران و از بسیجیان فعال با کد بسیجی ۳۵۵۰۱۱۵۹ می باشد.
زندگی نامه ی شهید کریم عزیزی تاریخ تولد:۱۳۴۳ نام پدر: حسین تاریخ شهادت:۲۰/۱۰/۱۳۶۳ محل شهادت:جزیره ی مجنون محل دفن:گلزار شهدای خرمدره شهید کریم عزیزی در یک خانواده ی زحمتکش و متدین چشم به جهان گشود وی دروان تحصیل ابتدائی خود را در مدرسه کوشش گذراند و دوران راهنمائی خود را نیز در مدرسه ی بزرگمهر […]
روز اول خرداد سال ۱۳۶۲، محمد به همراه پنج تن دیگر از فرماندهان، به قصد انتخاب محلی مناسب برای استقرار «تیپ ویژه شهدا» شهرستان «مهاباد» را ترک کرد، و به روایت یکی از همسفران: «بین راه، برادری که کنار ایشان نشسته بود، از مشکلات خودش صحبت می کرد. حاج آقا در جواب او گفتند: این […]
مهـــمان حبیــــب خداســت ! شمــــــــــا بیـــــا و قضیـــــــه خمـــــــپاره ۶۰ داخـــــــل بـــــــازوی رزمـــــــنده دوران دفاع مقدس را برای جوانان امـــــــروز تـــــــوجیه کـــــــن . کســـــــی قـــــــبول نمـــــــیکند تـــــــیری کـــــــه با صـــــــدای سوتـــــــش هـــــــمه ، سنـــــــگر میگـــــــیرند صـــــــاف بیاید و بخورد به بـــــــازوی رزمنـــــــده و ایـــــــشان تنها لبخند بزند و بگویـــــــد: “مهـــــــمان حبیـــــــب خداســـــــت حتـــــــی اگـــــــر خمپاره […]
زندگینامه ی شهید محمود جزء کلانتری از زبان پدرش نام شهید: محمود جزء کلانتری نام پدر: ولی الله تاریخ تولد:۱۳۴۸ تاریخ شهادت:۱۳۶۶/۹/۱۲ محل شهادت: بانه محل دفن:گلزار شهدای خرمدره در یکی از روزهای پائیزی خداوند پسری به ما عطا فرمود که مادر بزرگش نامش را محمود نامید تناه فرزند پسر بعد از تولد۵ دختر بود. […]
خانه که می آمد به من مهلت تکان خوردن نمی داد. همه ی کار ها را خودش انجام می داد، اما نگاهش که می کردم، می دیدم خسته است. می گفتم: تازه اومدی. استراحت کن. قبول نمی کرد. می خندید و می گفت: وقتی من نیستم تو خیلی سختی میکشی، حالا که اومدم سختی ها […]
نماز عشق دو رکعت است. رکعت اول ترک تن و رکعت دوم رهایی روح و این یعنی شهادت، چه قرابت غریبی است میان شهادت و مظلومیت، قرابتی است دردناک و باور نکردنی که اگر به اعماق آن بروی، معنای عشق و مردانگی و غربت را هر چه تمامتر در خواهی یافت.
همت مجنون حاجی صدای منو میشنوید همت همت مجنون مجنون جان به گوشم حاج همت اوضاع خیلی خرابه برادر محاصره تنگ تر شده … اسیرامون خیلی زیاد شدند اخوی…. خواهرا و برادرا را دارند قیچی می کنند …. اینجا شیاطین مدام شیمیایی می زنند…. خیلی برادر به بچه ها تذکر می دیم ولی انگار دیگه […]
.امروز ۲۷ آبانماه یادواره شهید زینالدین در قم برگزار میشود و به همین مناسبت نگاهی به زندگی و فعالیتهای این سردار شهید می کنیم
حاج خانوم خسته نباشید چرا ناراحتید؟ ۳۰ ساله از بعد از ظهر چهارشنبه ذوق دارم که زودتر پنجشنبه بیاد، بیام سر قبر پسرم باهاش حرف بزنم. امروز اومدم سوار اتوبوس بشم، جا نداشت. مَردم هولم دادن از اتوبوس افتادم زمین. خیلی کمرم درد می کنه. ولی به خاطر این ناراحت نیستم… فکر کنم پسرم از […]
شهید حاج رضا شکری پور دوان دوان، می بردیمش عقب. می خواست چیزی بگوید. نفسش بالا نمی آمد. اشاره کرد چفیه را روی صورتش بکشیم. گفتم: «نفست بند می آد.» «حاج رضا» اصرار کرد، روی صورتش را بپوشانیم. نمی خواست بچه ها بفهمند، احساس ضعف کنند. پاتک دشمن تمام شدنی نبود. «حاج رضا» نتوانست بنشیند. […]
با حضور سردار پاسدار سیدمحمد باقرزاده، خانواده شهید مجید ابوطالبی در محل کهفالشهدا شهید خود را شناسایی کرد.
آمریکای جهانخوار و همپیمانانش برای شکست این انقلاب، بیشترین تلاش خود را میکنند، ولی ما میدانیم «یدالله فوق ایدیهم»، دست خدا بالاترین دستهاست و این دست خداست که توطئههای دشمنان جهانخوار را در هم میکوبد.
رفته بود مکه؛ وقتی برگشت رفتیم دیدنش؛ قبل از اینکه وارد اتاق بشویم، چشمم در راهرو افتاد به یک تلویزیون رنگی.
جلسه که تمام شد مقداری موز اضافه آمده بود. یکی را به محمّد مهدی دادم تا لااقل از او نیز پذیرایی کرده باشم. نمیدانم چه کاری داشت که مرا احضار کرد.وقتی بچه اش را دید چهره اش بر بر افروخته شد، طوری که تا حالا اینقدر او را عصبانی ندیده بودم…
سردار سرلشکر پاسدار شهید احمد کاظمیدر سال ۱۳۳۷ در نجف آباد اصفهان متولد شد. با پیدایش جرقههای انقلاب اسلامی دوشادوش ملت به مبارزه علیه رژیم ستم شاهی پرداخت. دوران جوانی خود را با حضور در جبهههای نبرد از کردستان گرفته تا جای جای جبهههای جنوب در صف مقدم مبارزه با متجاوزان بعثی در سِـمتهایی چون: […]
خورشید عاشورا در کرانه افق ناپدید شد و در غروب روز ۲۴ دیماه سال ۱۳۲۲ در شهر فریدونکنار از دیار علویان مازندران در دامان مادر سیدهای، فرزندی به نام حسین متولد شد.
شهید سید مرتضی آوینی به سال ۱۳۶۶، در جریان رویارویی سپاه پاسداران و ناوگان آمریکا در خلیج فارس، بخشهایی از مستند «روایت فتح» را به این نبردِ تاریخی اختصاص داد. جملات زیر، گزیدهای کوتاه شده از همان بخشها است. جملاتی که برآمده از قلب به ولایت سپرده ی آن حکیم فرزانه بود:
جنگ که شروع شد او فرمانده پایگاه اصفهان شد. از سروانی به سرهنگی ارتقا پیدا کرد .اوایل انقلاب می گشتند و آدم هایی را که قبلا هم خوب بودند پیدا می کردند . وقتی مسولیتش زیادتر شد بالطبع او را کم تر می دیدم . حسرت یک صبحانه دور هم خوردن به دلم مانده بود […]
احمد هر موقع به مرخصی میآمد برای خواهران و برادرانش سوغات میآورد. یک بار که آمد، چیزی به عنوان سوغات به همراه نداشت؛ گویا پولش تمام شده بود. همه دور او حلقه زده بودند تا مثل همیشه سوغاتی بگیرند.