به گزارش نبض سحر، هشتمین امام شیعیان، حضرت علی بن موسی الرضا (ع)، روز پنجشنبه، یازدهم ذی قعده، سال ۱۴۸ هجری ـ شانزده روز پس از شهادت جد بزرگوارش امام صادق (ع) ـ در مدینه چشم به جهان گشود.
نام مبارکش را «علی» گذاشتند. کنیه اش «ابوالحسن» و القابش، رضا، صابر، رضی و وفی بود که مشهورترین آنها «رضا» است
پدر آن حضرت، موسی بن جعفر (ع) و مادرش کنیزی به نام «نجمه» بود؛ «تکتم»، «سمانه» و «ام البنین» نیز خوانده می شد.
نجمه، کنیز «حمیده» مادر امام موسی کاظم (ع) بود و چون در عقل و دین دارای مرتبه ای والا بود و در اخلاق و رفتار بر دیگر زنان برتری داشت، او را به پسرش امام کاظم (ع) بخشید.
مادر امام رضا (ع) زن بسیار مؤدب، با فضیلت و عابدی بود. درباره ی ادب وی نوشته اند: «او نسبت به حمیده احترام فراوانی قائل بود، چندانکه در حضورش به احترام او نمی نشست.» در مقابل، حمیده هم برای او ارزش خاصی قائل بود و می گفت: «من هرگز کنیزی به برتری او ندیدم.»
امام رضا علیه السلام به خاطر موفقیتها و پیروزیهایى که در صحنههاى علمى و فرهنگىِ مختلف کسب کرد، از سوی علما و دانشمندان اسلامى، ایشان مجدِّد سده دوم تاریخ تشیّع به شمار آمدهاند. منزلت و موقعیّت علمى امام رضا علیه السّلام به حدّى چشمگیر بود که دوست و دشمن بر آن اعتراف داشته در برابرش سرتعظیم فرود آوردند.
دوران امامت امام رضا علیه السلام از نظر سیاسى و فرهنگى از حساسیت ویژهاى برخوردار بود و اوضاع سیاسى فرهنگى در جهتى پیش مىرفت که افکار را متوجه مکتب اهل بیت که در وجود آن حضرت خلاصه مىشد، مىکرد. در بعد سیاسى، هارون مىپنداشت با به شهادت رساندن موسى بن جعفر علیهما السلام اوضاع سیاسى بر وفق مراد او پیش خواهد رفت، ولى واقعیت خلاف پندار او را نشان داد. در بعد فرهنگى نیز علاوه بر رویارویى جبهه امامت با عقاید و آرا گوناگون کلامى و فلسفى که در پى سیاست درهاى باز حکومت عباسیان، وارد جامعه اسلامى شده بود، امام هشتم علیه السلام رهبری مذهبی جامعه را بر عهده داشتند، و ایشان این مهم رابه خوبی به سرانجام رسانیدند.
ائمه اطهارعلیهم السلام معدن علم و سرچشمه دانش حکمت و اخلاق و معارف عالی انسانی بوده و به تمام علوم مورد نیاز بشر آگاهی کامل دارند. به فرموده امام هشتمعلیه السلام تمام نیازمندیهای فرزندان آدم در نزد امام معصومعلیه السلام میباشد، و جمیع علوم مختلف بشری نزد آنهاست.
امام کاظمعلیه السلام همواره با اشاره به امام رضاعلیه السلام به فرزندان خویش میفرمود: این برادر شما علی بن موسی، عالم آل محمد است، پس از وی پرسشها و مجهولات خویش را بپرسید و آنچه به شما یاد میدهد آن را حفظ کنید، از پدرم (امام صادقعلیه السلام) چندین بار شنیدم که فرمود: عالم آل محمدصلی الله علیه وآله در صلب توست و ای کاش او را درک میکردم.
زهد و عبادت
پیشوای هشتم (ع) در زهد و پارسایی و پرستش پروردگار، یگانه ی عصر خود بود و زر و سیم دنیا و مناصب اجتماعی و حکومتی در برابر مقام عبودیت و پارسایی او هیچگونه ارزشی نداشت. «محمد بن عباد» درباره ی زهد و ساده زیستی امام (ع) می گوید:
حضرت رضا (ع) در تابستان بر روی حصیر می نشست و در زمستان بر روی گلیم، و لباسهایش زبر و خشن بود؛ و لی هنگامی که در میان مردم می رفت از لباسهای عادی مردم استفاده می کرد.
علی بن موسی الرضا (ع) با قرآن انس خاصی داشت و هر سه روز یک بار ختم قرآن می کرد و می فرمود:
اگر بخواهم در کمتر از سه روز هم می توانم یک قرآن ختم کنم؛ لیکن هیچ آیه ای را تلاوت نمی کنم مگر آنکه درباره ی آن آیه و موضوعی که فرود آمده و زمانی که نازل شده است، اندیشه می کنم.
امام (ع) کم می خوابید و شبها را بیشتربه شب زنده داری می گذرانید و گاهی اوقات تمام شب را تا صبح بیدار بود و بسیار روزه می گرفت و روزه اول، وسط و آخر ماه از او ترک نمی شد و می فرمود: «روزه داشتن در این سه روز مثل این است که انسان همیشه روزه است»
رجاء بن ابی ضحاک ـ مأمور مأمون برای بردن امام رضا (ع) از مدینه به خراسان ـ می گوید:
من از مدینه تا مرو همراه و مراقب امام (ع) بودم؛ سوگند به خدا، کسی را در پرهیزگاری و افزونی ذکر خدا در تمامی اوقات، و شدت خوف از حق تعالی مانند او ندیدم.
سپس به طور تفصیل برنامه ی عبادی آن حضرت را در طول شب و روز بیان می کند.
مأمون وقتی گزارش «رجاء» را شنید گفت:
ای پسر ابی ضحاک، آنچه که گفتی درست است، او (اشاره به امام رضا (ع)) از بهترین، داناترین و عابدترین مردم روی زمین است.
سپس به وی توصیه کرد که مشاهدات خود را برای دیگران نقل نکند.
جود و بخشش
پیشوای هشتم (ع) در جود و بخشش نیز سرآمد مردم زمان خود بود. ابن شهر آشوب می نویسد:
امام رضا (ع) در روز عرفه در خراسان، تمام اموال خود را در راه خدا بخشید «فضل بن سهل» گفت: این گونه بخشش زیان آور است. فرمود: نه، بلکه سودآور است. هرگز آنچه را که موجب اجر و پاداش اخروی است غرامت مشمار.
مردی خدمت امام رضا (ع) رسید و عرض کرد: به اندازه ی مروتت به من عطا فرما. فرمود: این مقدار برای من مقدور نیست. عرض کرد: پس به قدر جوانمردی من. فرمود: این ممکن است آنگاه به خدمتکار خود دستور داد دویست دینار به او بپردازد.
مرد دیگری به حضور آن گرامی رسید و عرض کرد: «من از دوستان شما خاندان هستم هم اکنون از سفر مکه باز می گردم و پولم را گم کرده ام. در صورتی که شما کمکی به من بفرمایید پس از بازگشت به وطنم آن مبلغ را از جانب شما صدقه خواهم داد.»
امام (ع) به اندرون رفت و پس از لحظاتی بازگشت و از بالای در، بدون آنکه در را بگشاید مبلغ دویست دینار به او داد و فرمود:
این مبلغ را بگیرد و برای خود مبارک بدان و از طرف من هم صدقه مده و فورا بیرون رو که نه من تو را ببینم و نه تو مرا.
پس از آنکه سائل بیرون رفت، یکی از حاضران که از سخنان و رفتار امام (ع) به شگفت آمده بود پرسید: با آنکه مبلغ زیادی به وی دادید چرا خودتان را به او نشان ندادید؟ فرمود:
برای آنکه نمی خواستم ذلت سؤال را در چهره ی او مشاهده کنم؛ مگر نشنیده ای که پیغمبر (ص) فرمود: کسی که پنهانی انفاق کند معادل با آن است که هفتاد حج انجام داده باشد؟…

Veladate E.Reza(a) 91
برترین دانشمند
مرحوم شیخ صدوق میگوید: مامون در هر جا که احتمال میداد دانشمندی باشد و توانایی مناظره و مباحثه با امام رضاعلیه السلام را داشته باشد به مجلس خویش دعوت کرده و او را با امام هشتمعلیه السلام وارد بحث مینمود. او در این زمینه تلاشهای فراوانی به عمل آورد که اندیشمندان و نظریهپردازان فرقهها و گروههای مختلف اسلامی و غیر اسلامی در مباحثه علمی بر حضرت رضاعلیه السلام پیروز شوند و این به جهتحسد و کینه باطنی وی نسبتبه آن حضرت بود. اما امام رضاعلیه السلام در تمام آن جلسات و مناظرههای سنگین و پیچیده علمی بر تمام دانشمندان عصر غلبه کرد. آن حضرت با کسی به بحث و مناظره نپرداخت مگر اینکه در پایان، طرف مقابل به فضیلت و برتری و دانش سرشار امام هشتمعلیه السلام اعتراف نمود و در برابر استدلالهای قوی و محکم او سر تعظیم فرود آورد.
شیخ طبرسی از هروی نقل کرده است که هیچ کس را دانشمندتر از علی بن موسی الرضاعلیه السلام ندیدم و هیچ دانشمندی نیز او را ندید مگر این که همانند من به فضل و دانش او شهادت داد.
خود امام رضاعلیه السلام در مورد دانش بیکران حضرتش و برتری بر اندیشمندان و متفکرین علوم مختلف میفرماید: «زمانی من در روضه (مسجدالنبیصلی الله علیه وآله) مینشستم و در آن دوران دانشمندان زیادی در مدینه بودند، هرگاه یکی از آنها در پاسخ پرسشی عاجز میگشت و دیگران هم نمیتوانستند از عهده برآیند، همگی به من اشاره میکردند و مسائل مشکل را پیش من میفرستادند و من پاسخ همه آنها را میدادم.»
آن حضرت در گفتار دیگری میفرماید: «آن گاه که من بر اهل تورات با توراتشان و بر اهل انجیل با انجیلشان و بر اهل زبور با زبورشان و بر صابئین با زبان عبری خودشان و بر هربذان با زبان فارسیشان و بر رومیان با منطق خودشان و بر اصحاب مقالات و اندیشههای مختلف به طریقه خودشان استدلال کنم و آن گاه که هر دستهای را محکوم نمودم و دلیلشان را باطل ساختم و آنان از عقیده و پندارهای خویش دست کشیده و بر گفتار من گرویدند، مامون در خواهد یافت که مسندی که بر آن تکیه زده حق او نیست و در آن هنگام از کرده خود پشیمان خواهد شد.» سپس فرمود: «و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم.»
نمونههای دانش و اندیشه امام هشتم علیه السلام
سخن گفتن از علوم و اندیشههای بیکران امامان معصوم; آن یکهتازان میدان علم و عمل کار آسانی نیست. ما در این نوشتار به مناسبت ولادت هشتمین کوکب فروزان امامت و در حد مجال به نمونههایی از دانش سرشار و اندیشههای تابناک آن گوهر نبوی میپردازیم.
آشنایی با زبانهای مختلف
شیخ صدوقرحمه الله به نقل از ابوالصلت هروی مینویسد: امام رضاعلیه السلام با هر گروه و ملیتی از مردم با زبان مادری او سخن میگفت. به خدا سوگند او از خود آنها به زبان محلیشان داناتر بود و از خودشان فصیحتر صحبت میکرد. روزی به او گفتم: «یابن رسول الله انی لاعجب من معرفتک بهذه اللغات علی اختلافها، فقال: یا اباالصلت انا حجه الله علی خلقه; و ما کان الله لیتخذ حجه علی قوم و هو لا یعرف لغاتهم او ما بلغک قول امیرالمؤمنینعلیه السلام; اوتینا فصل الخطاب فهل فصل الخطاب الا معرفه اللغات; ای پسر رسول خدا، من از آشنایی شما به این همه زبانهای مختلف در شگفتم! [چطور ممکن استیک انسان به این همه زبانهای رایج و ملتهای مختلف آشنایی کامل داشته باشد؟!] آن حضرت در پاسخ فرمود: ای اباصلت! من حجتخداوند بر تمامی مردم روی زمین هستم، و پروردگار متعال حجت و خلیفه خویش بر قومی نمیگرداند کسی را که زبان و گویش آنها را بلد نباشد، آیا سخن امیرمؤمنانعلیه السلام را نشنیدهای که فرمود: به ما فصل الخطاب عطا شده است و آیا فصل الخطاب غیر از آشنایی به لغات و زبانهای گوناگون، چیزی دیگر است؟!»
خبر از آینده
کلیم بن عمران میگوید: به امام رضاعلیه السلام گفتم: از خداوند بخواه برایت فرزندی عطا کند. حضرت فرمود: «من صاحب فرزندی خواهم شد و او وارث و یادگار من خواهد بود.» بعد از مدتی امام جوادعلیه السلام به دنیا آمد، حضرت رضاعلیه السلام به اصحابش فرمود: «فرزندی به دنیا آمد که شبیه موسی بن عمران شکافنده دریاست و مانند عیسی بن مریم مادرش پاک و مطهر است.»
همچنین صفوان بن یحیی نقل میکند: روزی نزد امام هشتمعلیه السلام نشسته بودم که حسین بن خالد صیرفی وارد شد. وی به قصد مشورت و نظرخواهی به امام رضاعلیه السلام گفت: میخواهم سفری به منطقه عریض داشته باشم. حضرت فرمود: «آن جایی را که به عافیت و امنیت و سلامتی دسترسی داری ترک نکن.» (یعنی به سفر نرو که احتمال خطر هست.) او از گفتار امامعلیه السلام قانع نشد و به قصد سفر به عریض به راه افتاد، اتفاقا در راه با دزدان و راهزنان مواجه شده و تمام اموال و داراییهایش به سرقت رفت و راستی گفتار حضرت بر او روشن گردید.
امام رضاعلیه السلام هنگام عزیمتبه خراسان در مسیر خود به نیشابور رسید، جمعیتبسیاری از آن حضرت استقبال کردند، هنگامی که خواستبه سوی «مرو» برود، جماعتی از علمای اهل تسنن بر سر راه آن حضرت آمدند تا آن حضرت را زیارت کنند و خواستند تا حدیثی از آباء گرامش که صاحبان اندیشه توحیدی بودند نقل کند، امام دستور داد پرده را کنار زدند، مردم در حال هجوم بودند و سر و صدا میکردند، امام از مردم خواست تا ساکت گردند، آنگاه فرمود: «پدرم از پدرش تا امیرالمؤمنین علیعلیه السلام و او از پیامبرصلی الله علیه وآله و او از جبرئیل نقل کرد که خداوند فرمود: «کلمه لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی; کلمه توحید، حصار محکم من است، هر کس داخل آن گردید، از عذاب من ایمن خواهد شد.» امام بعد از اندکی تامل به آنها فرمود: این موضوع شروطی دارد. «و انا من شروطها; پذیرش امامت من از جمله شرایط آن است.» ۲۰ هزار و به نقلی ۲۴ هزار نفر این سخن را نوشتند.
انتهای پیام/